X
تبلیغات
رایتل

نمی دونم چی بگم...(نامه ۳۱)

سه‌شنبه 3 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 01:25

نامه ۳۱

..............................

سلام

یه سلام همچنان گرم تو سومین روز پاییز از سرزمین خورشید خوزستان

قبل از سلام به هر کس یا هر چیز سلام به تو دلیل زندگی دلیل بودن

یه سلام دیگه هم دارم به همه ی دوستای که ما رو هیچ وقت تنها نیمزارن

همیشه به فکر ما هستن از همتون ممنونم.

......................د.....و....س.....ت.....د....ا....ر....م...................................

تلخ ترین انودههای ما یاد اوری شادیهای گذشته است.

......................د.....و....س.....ت.....د....ا....ر....م...................................

سلام

این چند وقته همش هم دل من گرفته بود هم دل تو یه یه هفته که من مشافرت بودم تو خیلی 

اذیت شدی قبلشم این شهرو اون شهر رفتن من حسابی تو رو کلافه کرده این که نمی تونیم با

هم راحت و کامل حرف بزنیم حسابی هر دو تامونو ازار میده .

این چند وقته خیلیی دلم برات تنگه دلم خیلی هواتو کرده دیگه طاقط دیدن بی تابیاتو ندارم

دیگه نمیتونم ببینم که چقدر تو خودتی و هیچی نمیگی به خاطر اینکه من از کارم نیفتم

بعضی وقتا توی این مدت من خیلی بی احترامی کردم به تو سرت داد کشیشدم

دعوات کردم نارا حتت کردم بی اعتنایی کردم به تو و کلی کار بد دیگه

تو هم همش یا گریه کردی و چیزی نگفتی یا تحمل کردی

بعضی وقتا به خودم میگم چه جوری منو تحمل میکنی ؟

نمیدونم دیگه چی باید بگم میدونم خیلی  چیزا روو نگفتم ولی اینو میدونم

که خیلی دوست دارم.

بیشتر از همیشه و همه وقت دوست دارم..........................تا همیشه.

......................د.....و....س.....ت.....د....ا....ر....م...................................

یه دیونه که دیونته

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo