X
تبلیغات
رایتل

نامهء ۴۲

شنبه 10 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 01:42

 

تو را گم کرده‌ام امروز

وحالا لحظه‌های من

گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

و چشمانم

نمیدانی چه غمگینند

چراغ روشن شب بود برایم

چشمهای تو

نمیدانم چه خواهد شد

پر از دلشوره‌ام

بی تاب و دلگیرم

کجا رفتی؟

که من بی تو هزار بار در لحظه میمیرم

 

مردمن سلام

میدونم خیلی خسته‌ای.الهی من فدای خستگیات بشم.این یه روز گذشته بهترین روز زندگی من بود.روی ابرا پرواز میکردم.ولی خیلی زود افتادم پایین.ولی دیدن تو حتی یه لحظه اش هم غنیمته.کاشکی الان دیشب بود.حیف که نمیشه.هر چند که الانم اون صورت ماهت جلوی رومه.ولی پخش زنده یه چیز دیگس

خلاصه که کلیییییییییییییییییییییی زیاد عاشقتم.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo