X
تبلیغات
رایتل

خواب

شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 08:55


داشتم خواب میدیدم یکی از پیراهنهای محمد که تو جلسات رسمیش میپوشه تن منه.(زیاد از این کارا میکنم.مزه میده)بعد داره هی بهم غر میزنه که من جلسه دارم پیراهن رو کثیف کردی و اینا.آخه من بچهء خواهرش رو خیلی بغل میکنم اونم دو سالشه.مثل اینکه تو خواب یه حالی به پیراهن داییش داده بود.

خلاصه که از غر غرهای محمد از خواب پریدم .چشمامو باز کردم دیدم با یه پیراهن و اتو ایستاده و میخواد دست به کار شه.اول خودمو زدم به خواب.ولی بعدش دلم نیومد و بلند شدم و هم شلوار و هم پیراهنش رو اتو زدم.

به من میگن یه همسر نمونه!

ولی اگر قراره همه خوابام همینجوری تعبیر شن باید مراقب خواب دیدنم باشم.یه وقت دیدی خواب دیدم مغولا بهمون حمله کردن!یا مثلا غرق شدم!آخه من از غرق شدن خیلی میترسم.خلاصه که باید حواسم به این خوابای بی ادبم باشه.به با ادباش کاری ندارم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo