X
تبلیغات
رایتل

گذر زمان...

پنج‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:11


احساس پیری و فسردگی میکنم.این همون چیزیه که من حسش نکرده بودم.چیزی که باید باشم،چیزی که نیستم.این بودنها ونبودنهاست که روحم رو میخوره.هرجا باهاش روبرو بشم،هرجا ببینمش،مثل پتکیه که تو سرم خرد میشه و این وسط حتی همسرم هم نمیتونه کمکم کنه...

کاش من هم مثل همه بودم،عادی ومعمولی.ولی نیستم.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo