X
تبلیغات
رایتل

نامهء ۱۳

پنج‌شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 00:29

 

نفس من سلام

یه سلام سرما خورده با صدای گرفته.باید قول بدی پشت تلفن بهم نخندی.خودمم نمیدونم تو این گرما چرا من سرما خوردم!البته شهر شما گرمه.شهر ما که شبا بدون پتو اصلا نمیشه خوابید.الانم من یخ کردم.ولی چون دلم میخواد برات بنویسم نمیرم تو رختخواب.

دلم میخواد بنویسم تا همه بدونن که من روز به روز بیشتر عاشقت میشم.بنویسم تا اون دوستمون هم بدونه که من شرایط تورو درک کردم و موندم.شرایط تو مثل شرایط برادر خودمه.پس الان من دقیقا میدونم مادر یا خواهرت چی میگن و حرف دلشون چیه.

دوست دارم بنویسم که همه بدونن ما یکی هستیم.درسته از لحاظ جغرافیایی از هم دوریم.ولی دلامون پیش همن.

امروز من همش خواب بودم.دلم میخواست تو بیای منو از خواب بیدار کنی.آخه حالم خوب نبود.دوست داشتم بیای بیدارم کنی.لوسم کنی.منم با اینکه میتونستم از جام بلند شم ولی بازم تو رختخواب میموندم تا تو بیشتر کنارم بمونی برای بیدار کردنم.خلاصه که امروز عجیب دلم هواتو کرده بود.آره میدونم.من هر دقیقه و ثانیه هوای تورو دارم.ولی آخه دست خودم نیست که.تو بخشی از وجود منی که دور از منی.نمیتونم بهت فکر نکنم.

یاد حرفای دیشبت که میفتم کلی ذوق زده میشم.نمیگم کدوم حرفا تا برات شرط بذارم و شرط تورو باطل کنم.میدونم بدجنسیه.ولی خوشم میاد سر به سرت بذارم.

دوست دارم دلیل زندگی من.با تمام وجود دوست دارم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo